یونی

یکی از چیزایی که این روزا اصن حالشو ندارم یونیه ! در پی پیچش منم !

های یا

قسمتایی از اتاقم تو 3 شات

همینجوری

🙂

سفر

گفتن نداره ولی فردا همین موقع احتمالا دارم اینجا قدم میزنم

دلم براش تنگ شده

به فکر سوغاتیم براش

گشنمم هست حتما

یه سفر یه هفته ای برام لازمه واقعا

3 روز محمود آباد

4 روز چالوس

خدافظ

نود و یک

سال 90 هم تموم شد

شد 91 !

مبارک باشه 🙂

با همه ی آرزوهای خوب برا خودم و خونوادم و عزیز دلم  و خونوادش :دی

اینم هفت سین ما :دی

بیست و سومین تولد

بیست و یکم اسفند امسال 23 ساله شدم

تولدم مبارک 🙂

پ.ن : کیک از بی بی گرفته شد … با آق بچه ها

Das ist Wichtig !

یه چند وقته هی این جمله رو به خودم میگم

مدت زمان یه *رابطه مهم نیست

کیفیت اون مهمه !

پ.ن : * لزوما رابطه دوست دختر / پسری نیست !

چه خبر ؟

اووووووه اصن یادم میره بنویسم اینجا !!!

این چند وقته همش درگیر مادربزرگم بودیم بازم … بعدم کارای اون ، بعدم دانشگاه

رفتم آرایشگاه موهامو رنگ کردم

هتل برا عین رزرو کردم

الانم خیلی خستم

فقط هستم !

آهنگ گوش میدم

فیلم میبینم

همینا دیگه

فعلانه حالا

تا دوباره بیام 🙂

باور کن

باور کن ، چشم منو باور کن

که یک قصیده خواهشه

معجزه ی لاو ، گوشی و دانشگاه

فردا باید بریم دانشگاه دیگه 😐

چه معنی داره اصن 😐

اصن آدم چرا باید 4 روز در هفته ساعت 7 و نیم پاشه بره دانشگا ؟

چون مدیر گروهشون ابله ؟

یا چی ؟

پ.ن : گوشیم خراب شد ، انقدر بهم انرژی مثبت داد عزیزم خودش اصن درست شد !

معجزه ی لاو و این حرفا 😉

نتیجه گیری ها و خرید گوشی

بالاخره بعد از 4 یا 5 سال موفق شدم یه گوشی بخرم… یعنی درواقع گوشی م رو عوض کنم

اریکسون ، پی وان ، گوشی بود که برا همیشه خاموش شد و اریکسون لیو ویت واکمن اومد به جاش

خوبه

راضیم

دس مامان بابام درد نکنه که خریدن و دست عزیز دلم که بهم مشاوره داد

فردا قرار بود کلاسا شرو شد منتها الان نیوشا اسمس زد و گفت فردا کلاس تو پیچه :دی

الان خوشالم :دی

راستی …

با تجربیاتی که مامانم داره و خودم دارم میبینم و سختی هایی که میکشم
و اصن آدم زندگی تو خونه سرصدایی نیستم باید اعلام کنم عمرا برم با مادر شوهر تو یه ساختمون
😐
بداااااااااااا
البته تجربه ی مامانم از همه اینا بیشتر موثره